ریحان بابا
سلام دخی منگول امروز با هم رفتیم کلاس چون شب دیر خوابیدی بابا جون دلش نیومد ساعت ٧ ببرتت با خوردن نصف استکان شیر.وقتی رسیدیم داشتند سرود میخوندند.
من که بر گشتم خواستم بخوابم ولی خواب پریده بود .
سالن پذیراییاز عروسکهای دخی منگول
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ریحان بابا
