نفس بابا مامان

سلام مامانی جونم امروز عصری بهرادینا اومدند پایین شما ٢ساعتی بازی کردید تا ساعت ٥که باباها از سر کار اومدند مامان بهراد رفت بهراد موند تا ٥وسی پنج دقیقه چون ما خواستیم واسه ثبت نام کلاس اولت میرفتیم بهراد رفت منزلشون.خلاصه رفتیم چند مدرسه دیدیم نمیدونم کدام بهتره حالا هرچه قسمت باشه همونه عزیزم.بعدشم رفتیم بستنی و فالوده خوردیم حسابی بجا بود نوش جانمون
بزغاله ناز که ازش میترسی جگرم
ریحانه جون با دختر عمو فاطمه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نفس بابا مامان
