ریحان بابا
سلام به روی ماهت دختر نازم صبحت بخیر وشادی دیروز وقتی از کلاس ژیمیناستیک برگشتی سرفه میکردی ک
می وازلین به گلو وقفسهسینت مالیدیم دستمالی بستیم کمی بهتر شدی رفتیم بازار میوه ومیوهمورد علاقه تو را خریدیم هندونه خیارموز وکمی خرید دیگر. حالا روز از نو روزی از نو .>با خوردن صبحانه با بابایی رفتین پارکینگ ماشین بشورید من هم مشغول پخت وپز.
راستی روز قبل بهراد اومد کلی با هم بازی کردید منم کمی با شما وسطی بازی کردیم خوش گذشت .
انشالاهمیشه سلامت باشی وقتی مریض میشی انگار خودم مریضم اصلا نمیخوام بیمار باشی.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ریحان بابا
